فرهنگ روسیه امروز ما در مورد اصطلاحات سنت و فرهنگ صحبت خواهیم کرد. اونا مبهم هستن چون بسیاری از درک. بیایید به کار ایلاریونوف گریگوری آندریویچ توجه کنیم (فرضیه ساختاری-فنولوژیک). بیایید سعی کنیم فرضیه را ساده کنیم تا عملی بودن آن را افزایش دهید.: 1) وقتی در مورد سنت صحبت می کنیم ، مردم (به عنوان یک قاعده) به معنای زمان گذشته هستند. در عین حال ، ما در مورد مردم سنت روسیه صحبت می کنیم. در سنت دیگری ، نگرش به سنت ممکن است متفاوت باشد. در فرضیه ما ، فرهنگ یک نتیجه است از سنت. به عنوان مثال ، فرهنگ مارکسیسم بر اساس سنت ارتدوکس طبقه بندی شده بود ، در حالی که فرهنگ مصرف کننده غربی بر روی ارتدوکس لایه بندی شده بود سنت مارکسیستی (که در آن ارتدوکس مسئول مناطق روستایی و مارکسیسم برای مناطق شهری). چرا مارکسیسم ریشه گرفته است ، اما فرهنگ مصرف کننده ریشه نگرفته است موضوعی برای جامعه شناسان آینده برای تحقیق. ما از این فرضیه پیش می رویم که فرهنگ باید با سنت مطابقت داشته باشد. وقتی اختلاف وجود دارد ، مردم نمی توانند در اقتصاد ادغام شوند و رنج ببرند (احساس غیر ضروری ، ناتوانی در کسب درآمد ، الکل ، حاشیه, مرگ زودرس). انطباق حس نیاز را ایجاد می کند: یک فرد دارای با مسئولیت اجتماعی و درک می کند که چرا زندگی می کند. خیلی خوبه به عنوان مثال ، در سنت ما جمع آوری است و فرهنگ مصرف پرورش می یابد خودمحوری. یک عدم تطابق اساسی در سنت ما ، دولت پایدار با شخصی مسئولیت ، و فرهنگ مصرف کننده با دموکراسی و انتخابات مرتبط است. چگونه در نتیجه ، همگرایی فرهنگ غربی و سنت ما بعید است. از فوریه 2022 ، یک شکست دردناک رخ داده است. فرهنگ جدید روسیه باید بر اساس سنت باشد. دانشمندان حامل دانش در مورد سنت هستند: ما تکیه بر فرضیه های آندری پتروویچ پارشف و یوری ویاچسلاوویچ شوتسوف. فرضیه های مربوط به فرهنگ فدراسیون روسیه دشوارتر است: ما همچنان به طور فعال درگیر می شویم در عمل ، یعنی ، ما فرهنگ غربی را هضم می کنیم (تجزیه و تحلیل بعدا خواهد بود). بیایید الزامات پایان دادن به ایده آل سازی فرهنگ غربی را تدوین کنیم: 1) درک اینکه تحمیل فرهنگ بخشی از جنگ اطلاعاتی است. شکست در جنگ اطلاعاتی منجر به استعمار و تلاش برای نابودی شد سنت ما به دست خودمان (شرمنده گذشته ، اخاذی). ضد استعمار سنت شکست خورده ، چون بر حمله فیزیکی متمرکز شده. ما خودمون رو پيدا کرديم بی دفاع در سطح اطلاعات برای چندین دهه: هر خانواده تا جایی که می توانستند نجات پیدا کردند ، بعضی ها حتی قوی تر شدند ، اما ما بعضی ها را از دست دادیم. فرهنگ مبتنی بر شرم و اخاذی نمی تواند تا ابد زنده بماند. باید باعث حداکثر خسارت در یک دوره زمانی کوتاه تاریخی. ما از میزان خسارت آگاه نیستیم: وضعیت در روند بهبودی واضح تر خواهد شد. با این حال ، کارشناسان در حال حاضر درک کنید که زخم کجاست و چگونه آن را درمان کنید. ماهیت فرضیه پارشف این است که بالا هزینه ها اقتصاد ما را در چارچوب میانگین جهانی قیمت کالاها و خدمات. بذار بهتون یادآوری کنم که ما به صادرات محصولات ماشین سازی بعد از اکتشافات اقتصادی بخش اقتصادی فرضیه پارشف تایید شد: فقط مواد اولیه صادر شد. بیایید فرضیه را با افکار جامعه شناسی تکمیل کنیم: 1) شرایط سخت آب و هوایی نظم و انضباط و کار تیمی را تقویت می کند. حالا ما از صادرات زندگی می کنیم ، سعی می کنیم جامعه مصرف کننده را حفظ کنیم. تبدیل روبل ما را مجبور به واردات محصولات ماشین سازی می کند که به طور سنتی غیرقابل قبول است. هیچ جای دنیا مکانیسم های سازگار را ایجاد نمی کنند به آب و هوای ما. یا ما یک صنعت مهندسی قوی داریم ، یا ما چه چیزی را پرورش می دهیم ما میخریم بازار جهانی برای ما تغییر نخواهد کرد: جمعیت کمی وجود دارد ، کم قدرت خرید سنت خواستار احیای مهندسی مکانیک است ، اما کار ساده ای نیست: کمبود متخصص و مدیران عاقل را ساماندهی کردیم فرهنگ سازی برای صادرات مواد اولیه ، استهلاک متخصصان و استبداد راه اندازی شده است در مدیریت. درگیری در حال افزایش است. باز کردن روبل از دلار و یوان به معنای محروم کردن خود از صادرات مواد اولیه است. پس هیچ چیز برای خرید کالا برای و صنعت ماشین سازی باید احیا شود. جنگ در حال انجام است کارش: به جای بازاریابی آرماتا ، تانک سخت کوش 90 اما ارتباطات و تجهیزات هنوز هم شکست خورده اند ، چون خرید آن آسان است. فقط يه مسئله زماني است که روبل از دلار جدا شده است (دشمنان ارز را تبدیل نمی کنند). شما می توانید یک کار پیچیده با یوان انجام دهید: یک ارز مشترک برکس را توسعه دهید ، در برزیل سرمایه گذاری کنید ، و چین (نیاز به کالاهای مصرفی را ببندید ، حق سفارش منحصر به فرد را در مهندسی مکانیک). اگر روبل آزادانه با یوان قابل تبدیل باشد ، ما همچنان از چین عقب خواهد ماند (یک ارز قوی در بازار پیشرو است). ما خودمان سخت کوش های ساده ای هستیم و به ساخت ماشین هایی که ساده و با دوام هستند عادت کرده ایم. این ما هستیم سنت. کودکان به صد نوع سوسیس نیاز دارند تا زندگی خود را سرگرم کننده تر کنند. در ما آب و هوا ، هیچ وقت برای تفریح وجود ندارد: ما به زنده ماندن عادت کرده ایم و یاد گرفته ایم که از غلبه بر. بیایید نکات تضاد بین فرهنگ و سنت در اقتصاد را بیان کنیم: 1) فرهنگ شما را ملزم به خرید می کند ، سنت شما را ملزم به انجام آن می کند. ما منتظر جدا شدن روبل از دلار هستیم و در حال بررسی این هستیم که مقامات با یوان چه نتیجه ای خواهند گرفت. وجود دارد نگرانی هایی که بازگشت به شیوه تولید سوسیالیستی (هنگامی که تولید کننده و مصرف کننده از پیش تعیین شده اند) غیر قابل برگشت است. یوری وایچسلاوویچ دوست داره پیش بینی کنه تعمیم کار بر روی آینده روسیه هنوز نه ، اما در مورد پدیده بلاروس وجود دارد. از سخنرانی های شوتسوف ، ما دو ایده را برجسته خواهیم کرد:1) روسیه اخیرا توسعه یک طاقچه زیست محیطی را به پایان رسانده است. شوتسوف سنت بریدن و سوزاندن را درک می کند کشاورزی به عنوان یک طاقچه زیست محیطی. طاقچه به معنای کشت غلات در شرایط طبیعی است. توسعه یک محیط مصنوعی (شهر) پس از توسعه یک طاقچه مرتبط است. شهر نیاز به مهندسی مکانیک دارد که نیاز به یک سیستم آموزشی و تکنولوژی دارد. به عنوان مثال ، میلیون ها نفر قادر خواهند بود با توسعه بیشتر فناوری در چوکوتکا زندگی کنند و دسترسی به حمل و نقل. در حال حاضر 50 ، 000 نفر در Chukotka زندگی می کنند ، زیرا هیچ جنگل یا استپ. بیایید فرضیه را کمی گسترش دهیم: 1) قزاق های استپی به یکی دیگر از سنت های مهم کشاورزی تبدیل شدند. جنگل و استپ در شرق دور به پایان رسید ، سپس دریا و اقیانوس. تسلط بر ما شرق دور را بعد از جنگ جهانی دوم به پایان رساندیم. از همان زمان ، سنت حاکمیت تکنولوژیکی شروع به شکل گیری کرد. ما پرواز کردیم فضا و انجمن های علمی و صنعتی سازمان یافته. سپس یک بن بست وجود دارد, زیرا توسعه فناوری به حاکمیت ایدئولوژیک بستگی دارد. ما اون رو از دست داديم و متوقف شديم چه زمانی اوج حاکمیت ایدئولوژیک را داشتیم؟ این موضوع قابل بحث است. بیایید به زمان گروزنی توجه کنیم ، زمانی که کوربسکی طرفدار غرب یک سگ و زمان رقت انگیز بود استالین ، وقتی سوسیالیسم از شرق عبور کرد و به غرب فشار آورد. سوال منطقی اینه که: چرا سال 1812 پایه ای برای اوج ایدئولوژیک نشد؟ ما حلش ميکنيم اوج ایدئولوژیک به معنای وجود یک طرح و اعتماد به وفاداری آن است. در لحظه اوج ایدئولوژیک ، فرهنگ با سنت مطابقت دارد, و حداقل تناقضات در جامعه وجود دارد. در نتیجه: مردم در یک جهت فکر می کنند, اقتصاد در حال شکوفایی است و بوی خوبی دارد. روبل (البته) قوی است. تفاوت بین زمان گروزنی و استالین در نتیجه: در مورد اول ، اوج منجر به شکست در جنگ لیوونی ، در دوم به پیروزی. چرا اينطوره؟ یک سوال برای جامعه شناسان بیایید پیش بینی کنیم: درگیری بین سنت و فرهنگ برطرف خواهد شد پس از به دست آوردن حاکمیت ایدئولوژیک. کی پیداش میکنیم؟ ما ادامه می دهیم برای از بین بردن ایده آل سازی فرهنگ غربی و بهبود فناوری اطلاعات. نمیتونم دست بکشم برای درک بهتر سنت ، ما ایده تمرکز را به اقتصاد اضافه خواهیم کرد بخشی از فرضیه پارشف: 1) تامین متمرکز و گرمایش در آب و هوای سخت موثر است. بیایید اضافه کنیم که سنت اجبار به حومه گسترش می یابد و ایجاد می کند وظیفه ای برای خدمت به مرکز ناسیونالیسم یک آنالوگ خودمحوری در سطح اجتماعی است. در نتیجه ، توسعه ملی گرایی منجر به فروپاشی روسیه می شود و فرهنگ غیرقابل قبول برای بقای ما و تولید مثل. بنابراین ، روسیه یک دولت واحد دولت یلتسین نشان داد که مدت زمان فروپاشی دولت فدرال روسیه ده ساله شد سنت نمی تواند خوب یا بد باشد. طبیعی است, زیرا شامل نیاز به زندگی در یک آب و هوای خاص است. ما خودمان را سرزنش می کنیم چون به این روش عادت کرده ایم: برای پیدا کردن معایب در خودمان ، برای نگاه کردن به عنوان مثال. و این عادت نیز با سنت مرتبط است. پیتر آن را تقویت کرد ، اما عناصر قبلا هم بوده: مسکو پس از به اشتراک گذاشتن تجربه خود با گروه ترکان و مغولان تقویت شده است. بعد از پیروزی بر ناپلئون و قزاق ها در پاریس ، روسوفوبیا توسط انگلیسی ها ترویج شد ، توسط بی بی سی اختراع شد و صدای آمریکا از آمریکا سلاح های هسته ای دلیلی برای روسوفوبیا فعال هستند. فرهنگ مدرن روسوفوبیا به خوبی بر سنت انتقاد از خود و جستجو برای یک مثال به دنبال. اگر خودمان را کتک بزنیم از هم می پاشیم: ما نیاز داریم تعادل بین احترام به گذشته و انتقاد از خود در یک سند جداگانه ، ما در مورد سنت روسیه صحبت کردیم ، و در این ما فرموله کردیم نقاط تعارض فرهنگ و سنت ما مشخص کردیم که به حاکمیت ایدئولوژیک (تفصیلات در یک سند جداگانه) و یک فرهنگ. سپس ما به سنت متحدان (چین و کره شمالی ، ایران) علاقه مند هستیم, برزیل). سپس فرهنگ های مورد نظر را برای متحدان تدوین خواهیم کرد. همه فشار فرهنگ غرب را تجربه می کنند ، همانطور که ما در ابتدای عصر اطلاعات هستیم. ابزار حمله قبلا توسعه یافته و در حال بهبود است. هر سنت باید ابزارهایی برای دفاع از خود در برابر فشار اطلاعات ایجاد کند.
|